محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح

 

میخواهمت، چنان که شب خسته، خواب را
میجویمت، چنان که لب تشنه، آب را


محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان، آفتاب را...

 

 

بیتابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره، تاب را


بایستهای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را


حتّی اگر نباشی، میآفرینمت

چونان که التهاب بیابان، سراب را


 

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی، چه نیازی جواب را؟!


قیصر امین پور

/ 8 نظر / 20 بازدید
امین محمدی

سلام وقت بخیر خواهشن لطف کنید به این شماره ها تماس بگیرید یک کمکی ازتون میخوام منتظر تماستون هستم یا علی...

ذره

با سلام عکس بسیار زیبایی برای شعر زیبای قیصر انتخاب کرده بودید... یا علی

fatemeh

هرکسی نمازش را درست کرد ، و به مقامات عالیه نرسید!! آب دهان به صورت من پرت بکند!! "آیت الله العظمی قاضی"

محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- ------*♥*♥*♥*♥*♥*----- -------- *♥*♥*♥* -------- ----------- *♥* ----------- ┐────────────────────────────────────────────────────┌ امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند: شخص صبور پیروزی را از دست نمی دهد و عاقبت به پیروزی می رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد. جهاد النفس، حدیث 251 ┘────────────────────────────────────────────────────└

علی

سلام عمریست که از حضور او جا ماندیم درغربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر ماست که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم موفق باشید.

انجمن تفریحی

سلام دوست عزیز ، وبلاگ بسیار خوبی داری ، مطالب وبلاگت عالیه ، من یه انجمن دارم نیاز به چند مدیر برای بخش های مختلف اگه امکان داره بیا به انجمنم و عضو شو و توی هرکدوم از بخش ها که دلت میخوات فعالیت کن ، ممنون میشم با من همکاری کنی ، اینم لینک عضویت : www.2forums.ir/register.php ، اینم لینک آموزش : http://2forums.ir/articles.php ، راستی عضو شدی به Admin پیام خصوصی بده برای مدیر شدن و یا می تونید با این ایمیل تماس بگیرید weblognet@yahoo.com ، راستی یه جامعه مجازی هم داریم که دختر و پسرای ایرونی داخلش هستن ممنون میشم شما هم به جمع ما بپیوندید www.networkpersian.ir

m

چند خانم رفتند جلو سوالاتشان را بپرسند ،در تمام مدت سرش بالا نیامد... نگاهش هم به زمین دوخته بود.. خانم ها که رفتند، رفتم جلو گفتم: تو انقدر سرت پایینه نگاهم نمی ندازی به طرف که داره حرف میزنه باهات، اینا فکر نکنن تو خشک ومتعصبی و اثر حرفات کم شه.. گفت: من نگاه نمیکنم تا خدا مرا نگاه کند!!!! (شهید عبدالحمید دیالمه)