کمی دیرتر ...

 کــمــی دیــرتــر ...

 

 

 

" پـرنده ای که بـال پـرواز ندارد یا به پای خودش یا همتش، بند و زنجیر دارد،
از انهدام قفس، استقبال نمی کند.
چرا که ناتوانی اش به چـشـم می آید و درمـاندگی اش آشـکار مـی شـود.
تا وقتی که میـله های قفس هسـت، هرکس می تواند ادعا کند که اهل پـروازهای بـلـند است.
تا وقـتی که میـله های قفس هست، بندهای مرئی و نامرئی، خواسته و نخواسته و
دانسته و ندانسته ی آدم ها، مغفول یا مکـتوم یا مسـتـتـر می مـاند؛
حتــی برای خــودشــان .... !
وقـتـی که تـشـنه نیستیـم، چه لزومـی دارد که فریــاد العـطـش سـر بدهـیـم ؟!
ایـن چه منــتـی است که بر ســر آب می گـذاریـــم ؟!! "


/ کمی دیرتر ، سید مهدی شجاعی /

 

 

منبع :nooreaseman.com

 

 

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ازاده

یک روز از بهشتت دزدیده ایم یک سیب عمریست در زمینت هستیم تحت تعقیب خوردیم در زمینت این خاک تازه تاسیس از پشت سر به شیطان از روبرو به ابلیس از سُکر نامت ای دوست با آن که مست بودیم ما را ببخش یک عمر شیطان پرست بودیم حالا در این جهنم این سرزمین مرده تاوان آن گناه و آن سیب کرم خورده باید میان این خاک در کوه و دشت و جنگل عمری ثواب کرد و برگشت جای اول سپاس از حضور گرمتون برقرار باشی و پایدار التماس دعا

فریده

سلام این روزها چه روزهای با عظمتی است؛ موسی به طور می رود و فاطمه به خانه علی، ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه، محمد با علی به غدیر و حسین با تمام هستیش به کربلا! روز عرفه و عید قربان مبارک.

نقطه چین تا خدا

روز نیایش و روز بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان . . . آپم ومنتظر حضورتان.

شکسته بال

سلام... واقعا قلم زیبایی دارند آقای شجاعی...این کتابشون رو خوندید؟!چه طوره؟! + من رو هم دعا کنید در این روز عزیز... + امروز دلم به شدت بارون میخواد...دعا کنید این طرفا هم بارون بیاد![چشمک] یا حق!

عمه

امام حسین (ع) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (ع) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید. ارشاد القلوب جلد ۱ صفحه370

عمه

سلام.حالت خوبه؟انشالله خوب وخوش باشی.[گل][گل]

کوچه

سلام خیلی زیبا بود [گل]

عمه

وقتی تو آمدی وقتی تو آمدی دل ما پیش چاه بود از فاطمه بزادی و زهرا گواه بود وقتی تو آمدی همه نخل‎های تو از پیش آمدند به بزمی که آه بود وقتی تو آمدی همه آسمان شنید فریاد دیو را که سرا پا سیاه بود یک کعبه در شکاف تمنای دوست بود یک قبله در سکوت سجود اله بود وقتی تو آمدی همه کودکان شهر دیدند ماه بهر یتیمان پناه بود فرقت شکافت تا که دل کعبه نشکند آری که سجده‎گاه تو چون قبله‎گاه بود "سید جعفر علوی"