چه کند می‌گذرد لحظه‌های دور از تو

چه کند می‌گذرد لحظه‌های دور از تو

 


 ×کاش اشتیاقمان به اندازه قدر تو بود×

 

مشتاق که باشی

دلدار همینجاست!

ادرکنی یا عشق یا اباصالح!

 

 

فردا
آخرین جمعه سال است...



 

 

 سید محسن شوریده
قسمتی از متن برگرفته از وبلاگ همکار بزرگوار aghegh.persianblog.ir

 

/ 8 نظر / 16 بازدید
حسن کچل

فاصله شما تا آرزوهایتان به اندازه فاصله زانوهایتان تا زمین است همین که در مقابل خدا زانو بزنید به آرزوهایتان رسیده اید! سربزنید خوشحال میشم [چشمک]

عقیق

سلام اللهم عجل لولیک الفرج[گل] در سایه مهر حقیقت زمان موفق و موید باشین.

سید محسن

سلام ای خدا می شـود همیـن امـسـال سـال مــهــدی فــاطــمــه بـاشـد ســال پــایــان ایــن جـدایــی هـــا بــر هــمـــه درد خـاتــمـــه بـاشـد یازینب

او بود که مرا ساخت

سلام دوست عزیز ممنونم که همیشه به وبم سر میزنید :) پیشاپیش سال جدید رو بهتون تبریک میگم....بهترین ها رو واستون آرزو میکنم[گل]

او بود که مرا ساخت

سلام دوست عزیز ممنونم که همیشه به وبم سر میزنید :) پیشاپیش سال جدید رو بهتون تبریک میگم....بهترین ها رو واستون آرزو میکنم[گل]

سید محسن

سلام سفره هفت سین رسیده عیـد و دل ها شاد و خرّم همه در فکـر دیدارنـد بـا هـم همه آمـاده تـا سفـره بچیننـد به فکـر سفـره های هفت سیننـد منم یک گوشـه از صحرا نشستم ببین عیـد است و من تنهـا نشستم منم در سفره دارم هفت سیـن را ولی تـوأم شـده بـا داغ زهـرا اگـر خواهـی برای مادر مـن دم عیـدی بِگِـریی در بـر مـن کنار سفره ی عیـدم تو بنشیـن بگویم ماجرای هر چه هفت سیـن بُود سین نخستین سیلـیِ کیـن به روی مادرم بـا دست سنگیـن میـان کوچه راهش را ببستنـد غـرور مجتبـایـش را شکستنـد ببیـن بر سفـره سیـن دومم را که سویـی نیست در چشمان زهرا بمیرم، راه خانه گم نمـوده ست تمام چهـره ی مادر کبـوده ست بگویـم سین سـوم تا بسـوزی که مادر سـوخت بین کینه تـوزی برای کشتـن زهـرا دویـدنـد درِ کاشـانـه را آتـش کشیـدند ادامه دارد

سید محسن

ادامه ببین سین دگر از من همین است عزیزم چهارمی سقط جنیـن است به آتش خانه را پُر مِه نمودنـد گلـی را وحشیـانـه له نمودنـد به روی سفره سین پنجم این ست سرِسجـاده اش زینب حزین است کنـد چـادر نمـاز مادرش سر بگـویـد وای مـادر وای مـادر شده سفـره پر از اشک شبانـه ششم سین سوتوکور ماندست خانه خدایـا مرتضی همـدم ندارد به جز چاهش کسی مرحم ندارد چه گویم من همی از سین آخـر بُـود آن سینـه ی مجروح مادر هنوز آن سینه را درمـان نگشتم خدا تا کی به صحرا و به دشتـم؟ شده این سفره ام محسن چرنگین چه دردآور شده این سفره هفتسین یازینب

سخنی با صاحب دلان

سلام یا مقلب ،قلب من در دست توست[گل] یا محول،حال من حال من سرمست توست[گل] کن تو تدبیری که در لیل و نهار ،حال قلب من شود همچون بهار[گل][گل] یا مقلب قلب او را شاد کن[گل] یا مدبر خانه اش آباد کن[گل] یا محول احسن الحالش نما[گل] از بدیها فارغ البالش نما[گل] سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک موقع سال تحویل دعا یادتون نره[گل][گل][گل]