زمان خالى از حجت نیست

زمان خالى از حجت نیست




 امام سجاد ـ علیه السلام ـ فرمود:

 «لاتَخْلُو الاَرْضُ الى اَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّة وَ لَوْلا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ؛[1]
 زمین تا روز قیامت خالى از حجت نیست، و اگر حجت الهى نبود، خدا پرستیده نمى شد.»

 این حدیث به خوبى نشان مى دهد که در این زمان نیز حجت الهى وجود دارد. منتهى این امام باید معصوم باشد
 و معرفى شده ازطرف خدا و امامان قبلی، چنان که آن حضرت فرمود:

 «الامامُ لایکونُ الّا مَعْصُوماً وَ لَیْسَت العِصْمَةُ فى ظاهِرِ الخِلْقَةِ فَیُعْرَفَ بِها وَ کذلِکَ لایَکُونُ الاّ مَنْصُوصاً؛[2]
 جز معصوم احدى شایسته امامت نیست و چون عصمت یک نشان ظاهرى در خلقت نیست( که همگان) بشناسند، باید امام از طرف خدا (تعیین) و اعلام شود.»

 و در خطبه معروف خود در مسجد جامع شام در حضور یزید بن معاویه فرمود:

«رسول خدا، و وصى او على ـ علیه السلام ـ ، سید الشهداء (حمزه)، جعفر طیار، دو سبط این امت و مهدى [این امت] از ماست.»

 

[1]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت دار احیاء التراث، ج 52، ص 92؛ ر.ک: لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص 271، کامل سلیمان، روزگار رهائى، ترجمه على اکبر مهدى پور، نشر آفاق، سوم، 1376، ج 1، ص 86.
 [2]. روزگار رهائى، همان، ص 87؛ شیخ صدوق، معانى الاخبار، ص 132.

 

تو از پــشــت ابــرهــا

داری نـگاهــم می کـنـی...

 

* اللهم عجل لولیک الفرج *


/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اميدوار

امام زمان (عج): و مارا از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر اعمال بد آنان که به ما می رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است ...

عاشق یک لحظه نگاهت

گفتم :بازی بدون گل هم بی جاذبه است. گفت:زندگی بی گل از آن بی جاذبه تر است. گفتم :((گل))زندگی به چیست؟ گفت:عمر ما یک میدان مسابقه است.فرصت هایی که ما پیدا می کنیم هر کدام مثل یک ((پاس ))است از بی عرضگی ماست اگر نتوانیم گل بزنیم!! گفتم :پس با این حساب ما کلی پاس خراب کرده ایم ونتوانسته ایم گلی بزنیم حیف ازآن همه پاس های قشنگ وفرصت های طلایی ! گفت درست است هدر دادن عمر بدتر از خراب کردن پاس است .به ما خیلی پاس می دهندولی ما(( آبشارزن ))نیستیم وپاس ها را خراب می کنیم.هدر دادن هر نعمت خراب کردن یک پاس است. گفتم :رفتی تو والیبال!... گفت:بازی بازی است دیگر چه فرقی می کند؟ آن جا گل می زنند این جا آبشار.عمده خراب کردن پاس هاست که داریم ! گفتم: دنیا واقعا بازیچه است.گفت ولی زندگی بازی نیست!!!...اگر هم بازی باشد یک بازی ((جدی )) است!!

آبـــی خـاکــی ...

من هنوز هم فکر میکنم آسمان وقتی ابری میشود لابد تو یک جایی داری غصه ما را میخوری آقا جان اسلام علیک یا حجه الله و دلیل ارادته سلام دوست گرامی خیلی متشکرم از نظرتون بنده هم با افتخار لینکتون کردم یا علی [گل]

آبـــی خـاکــی ...

من هنوز هم فکر میکنم آسمان وقتی ابری میشود لابد تو یک جایی داری غصه ما را میخوری آقا جان اسلام علیک یا حجه الله و دلیل ارادته سلام دوست گرامی خیلی متشکرم از نظرتون بنده هم با افتخار لینکتون کردم یا علی [گل]

امام را دعا كنيد

يامهدي شد قبله ی من خیمه گاه بی نشانت آن خیمه ی سبز قشنگ و بی کرانت ندبه، توسل، عهد، یا با آل یاسین هر هفته می خوانم تو را بر استعانت با این که من عمری ست قلبت را شکستم امّا مرا آقا بدان از عاشقانت این فاطمیّه چشم بر راه تو ماندیم ما چشم بر راه نگاه مهربانت گفتیم:« یک جمعه میان فاطمیه می آیی از ره با همه تاب و توانت» گفتیم : « می آیی و آقا می شویم ما یک روضه ی پهلو شکسته میهمانت» اما نشد آقا بیایی تا که یک شب بر گوش ما آید صدای مادرانه ت هرشب میان کربلا، یا بیت الاحزان آید صدای ناله های نیمه جانت آری پسر از مادر خود ارث دارد آقا به مادر رفته آن قدّ کمانت انگار هستی در کنارم، یابن زهرا عطر مدینه دارد آن لحن بیانت صد بغض سر خورده زِ هجران تو دارم هر وقت آقا در دلم دارم بهانه ت می ترسم آقا قبل تو بینم اجل را رحمی نما و کن اجابت، العجل را

باشو

به مکر و خدعه کجا می‌شود، ز مام جدا که پارس، پهنه دریادلان و شیران است خلیج فارس چگونه شود خلیج عرب که هر که گفت چنین، مبتلا به هذیان است بگو به سِفله نادان، که عِرضِ خویش مَبَر که شیرِ شرزه، کجا بیمش از شغالان است چگونه منکر نام بلند فارس شود بر این خجسته لقب، صد دلیل و برهان است مگر نمی‌شنود بانگ فارس از موجش به بخت دولت ایرانی‌اش، خروشان است تلاطمی که به پهنای خود برانگیزد نشانِ خشم وی از مکر بدسگالان است کسی که خانه و خوانش، طفیل بیگانه است خیالِ خامِ وی از فکرت پریشان است به پاسداری از او، ارتش و سپاه و بسیج به مرز پرگهرش، جملگی به فرمان است به یک اشارت رهبر، امیرلشکر عشق بنای کاخ ستم از اساس ویران است اگر که سخت بُوَد عبرت از قرون سَلَف مرور قصه صَدّامیان که آسان است نبوده است ز نسل عجم ابوسفیان مسلّم است که فرزند آل قحطان است نبوده است ز ایرانیان یکی بوجهل شناسنامه ما بوعلی و سلمان است مباد خالی از این نام "علو یا" هرگز خلیج فارس که فرزند مام ایران است از:ایت الله محمدی گلپایگانی

امام را دعا كنيد

من را همیشه خواندی و نشناختم تو را از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را این بنده‌ی اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را بر خان رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را شب های جمعه تو نمک اشک و روضه را بر جان من چشاندی و نشناختم تو را با رأفت و بزرگی و آقائیت مرا تا کربلا رساندی و نشناختم تو را ---------------------------------بروزم

جامانده ام

سلام زیادند این عجیب ها... جالب است اگرچه غریب نیستند ولی قریب اند و غربت زا... امان طعم گس غربت..

عاشق یک لحظه نگاهت

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت چرا که حال نکو در قفای فال نکوست نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است که داغدار ازل همچو لاله خود روست

عاشق یک لحظه نگاهت

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت چرا که حال نکو در قفای فال نکوست نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است که داغدار ازل همچو لاله خود روست